X
تبلیغات
کوله باردل...یادهاخاطره ها

کوله باردل...یادهاخاطره ها


نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1391ساعت 5:44 بعد از ظهر توسط صادق|

مناجات بسیارزیبای سردارشهیدمحمدابراهیم موسی پسندی

(قائم مقام فرماندهی لشکر۲۵کربلا)

اگرروزی دلتان هوس شهیدکرد،مارهم به دلتان راه بدهید.

اگرراه افتادیدتاسری به دیوارنوشته های قدیمی بزنیدوبوی شهیدراازآنهابجویید،ماراهم همسفرتان کنید.

مابابوی شهیدپروبال می گیریم.

مابابوی شهیدرخت آسمان می پوشیم وهمبال ملائک قدسی می شویم.

اگرروزی شهدابه خوابتان آمدندماراهم به دشت خوابتان ببرید.

اگردرخواب، لب جوی نشسته بودید،که درآن شکوفه های خانه علمدارشهیدکربلا،عباس (ع)روان بود،اگربه آب رویایی ان چنگ زدیدوچندشکوفه به روی دستتان نشست ورنگ به رنگتان کرد،اگربوی عباس (ع)به سرسرای روحتان وزیدولباس دلتان شدوپرچم روحتان رانوازید،قسمت ماراهم کناربگذارید.

ماهیچ وقت باشهداخداحافظی نمی کنیمٰ

مامی خواهیم هرکداممان سایه یک شهیدبرروی زمین باشیم.تااگربرمانسیم جنت بوزد،به رقص درآییم،واگرآفتاب ایمان برتنمان بنشیند،به پروازدرآییم.

مامی خواهیم یک بسیجی باشیم.

مامی دانیم که هیچ عابرمهربانی برسایه شهیدپانمی گذارد،چون این سایه هاهمیشه به دنبال اصل خود،یعنی شهیدان روانند.

مامی خواهیم هرکداممان یک شهیدباشیم

                                                               تاماهم همسایه دیواربه دیوارخدابشویم.

(برای شادی ارواح مطهرشهدا٬خاصه شهیدمسی پسندی وهمسرشهیده اش۳صلوات)

اللّـهـمّ صَـلّ عَـلی مُـحمّـدٍ وَ آل ِمُـحمّـدٍ . وَ عـجـِّل فـَرجـَهـُم


نوشته شده در دوشنبه بیستم خرداد 1392ساعت 1:42 قبل از ظهر توسط صادق| |

یاداستاد

دلم برای این حال وهوا واستادعزیزم نیماالیکایی خیلی تنگ شده

نیما الیکایی از جمله هنرمندان خط و خوشنویسی با درجه فوق ممتازی در استان مازندران است که عاشقانه به کار هنر خطاطی و خوشنویسی می پردازد و در زنده نگه داشتن این هنر زیبای ایرانی همواره تلاش و پشتکار مثال زدنی از خود به نمایش می گذارد. وی همچنین مسئول انجمن خوشنویسان شهرستان چالوس نیز می باشد.


نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1392ساعت 11:45 بعد از ظهر توسط صادق| |

یادامام وشهدا

سالروزارتحال ملکوتی امام عاشقان برفرزندان شهیدش وامت شهیدپرورش تسلیت باد
 
 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1392ساعت 6:29 بعد از ظهر توسط صادق| |

صدای وبلاگ راعوض کردم...

مناجات ودکلمه ایست باامام عصر(عج)که درمطلع یادواره ۶۵شهیدبخش جایزان اجراکردم.

التماس دعا


نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1392ساعت 2:1 قبل از ظهر توسط صادق| |

قدرت

سال۶۵"اسماعیل دقایقی" می خواست کادرفرماندهی تیپ 9بدرراتقویت کند،

به دنبال"قدرت"فرستادتابرای عملیات کربلای 2به منطقه بیاد.واین آخرین باری بودکه

 "قدرت"به جبهه می رفت.همسر"قدرت"بستری بودوتنهادختر"قدرت" تازه به دنیاآمده بود،

وقتی پیغام دقایقی رابهش دادندسریعا حرکت کرد،حتی دخترش راهم ندید،وبغل نکردوگفت

 وقتی برگشتم اورامی بینم.ودربحبوحه عملیات نامه ای برای دخترش نوشت،و

نام زینب رابرایش انتخاب کرد،

دختری که هیچگاه قامت بابا راندید.

 

دیروزمراسم یادواره سردارشهیدقدرت الله علیدادی بوددرروستای زادگاهش...موزرم ازشهرستان ایذه درمیان مردم باصفای ایل بختیاری...مراسم باصفایی بود...جای همه عزیزان خالی...این هم عکس کوههای اطراف روستا

 


نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1392ساعت 3:14 بعد از ظهر توسط صادق| |

به همراه بچه هاي تفحص بوديم و از همراهي شان كسب فيض مي كرديم. گهگاه پاي خاطراتشان هم مي نشستيم، از جمله پاي خاطرات جانباز شهيد حاج علي محمودوند.

خاطره اي كه در ذيل مي آيد نقل از اوست، كه قسمم داد تا وقتي زنده ام آن را بازگو نكن!

و حالا كه محمودوند گرامي در بهشت آرميده است نقل مجدد اين خاطره شايد نقبي بزند به آن روزهاي خوب خدا. اميد كه از آن حال و هوا خوشه چين معرفت باشيم.



ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 11:1 قبل از ظهر توسط صادق| |





نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 9:53 قبل از ظهر توسط صادق| |

به نقل ازمعراجیان.

صلوات


نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1392ساعت 9:0 قبل از ظهر توسط صادق| |

بیادآن عاشق دلسوخته که می گفت:

اگرروزی مردم وقلب مراشکافتیددرمیان قلبم دوچیزراخواهیدیافت:

وفابه خدا....آرزوی ظهور

یا مینوشت:

حسین جان کاش قطره آبی بودم وبه لبان خشکیده ات جاری می شدم

چقدردلم براش تنگ شده...ازاینجا تاآسمون خدا....

همون که کربلایی بود وازمانبود...بیقرارآسمان بود....دلش همیشه تنگ خدابود...این خاکدان جایش نبودبیقراری کردورفت....یادت بخیروبدون کنج دلم همیشه برایت بارانی است.......

صلوات فرستادن که خرج نداره...فاتحه مع الاخلاص والصلوات


نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1392ساعت 10:8 قبل از ظهر توسط صادق| |

سوم خرداد،سالروز آزادی خرمشهربرهمه آزادگان جهان مبارکباد.

یادشهدای عزیز عملیات بیت المقدس گرامیباد.


نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1392ساعت 8:56 بعد از ظهر توسط صادق| |

مراسم گرامیداشت چهلمین روزخاکسپاری شهیدان گمنام درجوارزیارتگاه این شهیدان درتپه نورالشهدا"لاله های زهرایی"برگزارگردید.

به گزارش خبرگزاری کوله باردل این مراسم باحضوراقشارمختلف مردم برگزارشددر ابتدای این مراسم به روایتگری ازخاطرات شهداتوسط نویسنده این سطورپرداخته شدودرادامه فرمانده سپاه پاسداران امیدیه جناب سرهنگ بابلی شعار به ایراد سخنرانی پرداختندوسپس مداح اهلبیت عصمت وطهارت(ع)برادرابراهیم بهمئی به قرائت دعای روحبخش کمیل پرداختند.

یادهمه شهدا صلوات


نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1392ساعت 8:52 بعد از ظهر توسط صادق| |

میلادمسعودنجل الرضا،جوادالائمه،حضرت امام محمدتقی(علیه السلام)مبارکباد.

قالَ عليه السلام : أ فْضَلُ الْعِبادَةِ الاْ خْلاصُ.

فرمود: با فضيلت ترين و ارزشمندترين عبادت ها آن است كه خالص و بدون ريا باشد.

البته به میرزاابوالفضل ومادرعزیزش خیلی مبارک باشه.امام جواد(ع) جدمادری ایشون هست. 

اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم


نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت 6:36 بعد از ظهر توسط صادق| |

الهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم

الهی!

به عظمت وبزرگی ات،به پهناوری آسمانهاووسعت زمینت،به زیبایی شب وبه نورانیت روزت،به دل انگیزی بهاروبه غرش زمستانت،به طراوت باران وبه سوزندگی آفتابت،به قشنگی الوان مختلف وبه چشم نوازی گیاهانت،به هنرنمایی خلقت وبه خلقت هنرمندانه ات،به عالیترین خلائق وبه انبیاواولیای کرامت وبحق عرش وکرسی ولوح وقلم وبالاتربه اسماءحسنایت چونان عبداللهی راعندالله بگردان ودرکوره عفوومرحمت ومغفرت به جاری کوثروصالت مزین بگردان...

الهی!

خسته ازبازی اغیارودل به عیش بندگی ات گرفتارکرده ام،چونان پرنده ای می مانم که راه رابروصال تومشتاق می بینم.امانه بالی برای پرزدن می یابم ونه سکویی درآسمان برای پریدن..."یارب ارحم ضعف بدنی."

الهی!

آسمان عشق من برای بال زدن درهوای محبوب،"صفای دل" بود که به بازارگناه آلوده ام .وپروبال پریدن به ساحت وروضه رضوان تو طاعت وقرب ودل بودکه آن نیزبه سستی وکاهلی فروگذاشته ام و حال دراین بزم دلتنگی ام عاجزانه می خوانم :"الهی وربی من لی غیرک"

الهی!

غفلت وبی خبری تمام وجودم راآغشته کرده است،عجیب گرفتارروزمرگی ها وعادات شده ام.دنیایی ازدلتنگی بر ای روضه باتوبودن وجودم رافراگرفته است...دلم می خواهدازعالم وآدم ببرم وبه هوایت به آسمان بپرم ودرآستان عشق توبسوزم ودرشوق باتوبودن ذره ذره وجودم رافناکنم وازهستی ام لذت شرب مدام توبگیرم که شراب طهورباشدومراجام وصول...

الهی!

 تمام وجودم،بندبنداعضاءوجوارحم رادوست دارم درهوای توقربانی کنم،،باعالم وآدم یکی شوم،باقیام وقعودملائک درآمیزم،باتسبیح وتحمیدکائنات به ذکردرآیم وفقط ازتوبگویم باتوبگویم وجزتونگویم....

الهی!

بحق این ساعات ملکوتی ماه رجب المرجبت وبه حق امام اعظم این ماه "علی عالی اعلی"علیه السلام مرانیزازدستان پرمهرش ،مهرولایت بنوشان تاهمه تیرگیها وتاریکیهای وجودم درحوض جاری کوثرش به شراب طهور ونورتبدیل گردد ودرآزمون نیکوی حسنی اش به خلعت کرامت ودرارامگه ملکوتی کربلایی اش به قامت شهادت آراسته گردم ودرنهایت عشق،پرپروازبگیرم ودراستان قدسی  فاطمی اش(س)روسفیدگردم،آنگاه تاحقیقت محمدیه عالم اوج گرفته وبه سرانسان پی ببرم ودرپای محبوب خویش قربانی گردم.."یاهویامن لاهوالاهو"...

30اردیبهشت92-اروند


نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1392ساعت 11:6 بعد از ظهر توسط صادق| |

سلام به همه دوستان عزیز...

این چندروزه که نبودم...مهمترین دلیلش این بودکه نبودم دیگه....یعنی نشدکه بیام بودم باشم...یعنی نبودم که بیام باشم...ولی الان که اومدم هستم که دیگه نبودم نباشم....

1-جای همه شماعزیزان درحرم مطهرشاهچراغ نائب الزیاره بودم...رفتم شیراز وفعلا دکترعمل جراحی رابه صلاح ندیدوگفت تحمل کن...باشه تحمل درد هم شیرینه...

2-مهندس حسینی عزیزهم  طرح اولیه زیارتگاه شهدای گمنام راآماده کرد...انشاله درکل کشوربی نظیرخواهدشد..این هم عکس اولیه طرح که بایدپیشنهادات رابه عزیزان طراح جهت بهترشدن طراحی ارائه بدهیم.

 

ازنظرات ارزشمندعزیزان هم استفاد ه می کنیم

تابریم وبرگردیم بیایم بودم باشیم که نبودم نباشیم

یک صلوات محمدی پسندبفرست گوش دشمن وکرکنیم.


نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1392ساعت 9:4 بعد از ظهر توسط صادق| |


نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 7:22 بعد از ظهر توسط صادق| |

گفت اسکله چه خبر؟

گفتم:منتظرشماست که برویدوشهیدبشوید.

خندید...

چندقدم جلورفت،برگشت نگاهی کردودوباره رفت.

پیکرش راکه آوردندگریه امانم نداد،گفتم من شوخی کردم...توچراشهیدشدی....؟؟؟

یادهمه شهدای دریاصلوات


نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 11:11 بعد از ظهر توسط صادق| |

سربند

بدون شرح

wall paper (41).jpg

وسالهابعد..این سندحیات شهداست

یادهمه شون بخیر

صلوات


نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 4:37 بعد از ظهر توسط صادق| |

به گزارش پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی مفقودین و شهدای گمنام ، «حاج‌جعفر نظری» از جستجوگران نور در منطقه شرهانی است که حرف‌های خواندنی بسیاری از تفحص شهدا دارد.

یکی از خاطرات این رزمنده را در ادامه می‌خوانیم:

خیلی وقت بود که توی منطقه عملیات محرم مشغول تفحص شهدا بودم؛ دیگر عشایر منطقه هم من رو می‌شناختند و اگر پیکر شهیدی را می‌دیدند، خبرم می‌کردند؛ یک روز یکی از عشایر چوپان به نام «غلامی» با بنده تماس گرفت.

 

شهید تفحص شده در منطقه شرهانی

ـ سه تا شهید پیدا کردم سریع بیا پیکر‌ها را ببر.

ـ باشه میام.

ـ نه الان خودت را برسان؛ با تو کار دارم.

تعجب کردم که چرا این قدر اصرار می‌کند؛ خودم را به جایی که گفته بود رساندم؛ سه شهید را دیدم.

 شهید تفحص شده در منطقه شرهانی با سربند «عاشقان شهادت»

غلامی می‌گفت: «چند وقت این شهدا را این جا دیدم، هر وقت خواستم به شما زنگ بزنم بیایید، موفق نشدم. تا اینکه شب گذشته در عالم خواب خانمی را دیدم که البته اجازه نگاه کردن به صورتش را نداشتم، ایشان به من فرمودند: چرا تماس نمی‌گیری بیایند بچه‌های من را ببرند. از خواب بیدار شدم، حیران بودم، نمی‌دانستم این خانم که بود. خواب را برای مادرم تعریف کردم؛ مادرم گفت: ایشان خانم حضرت زهرا(س)، مادر شهدا بودند. سریع برو و به مأمور تفحص منطقه بگو بیایند و شهدا را ببرند».

این شهدا اعزامی از بابلسر بودند.
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 10:40 قبل از ظهر توسط صادق| |

چندروزنبودیم...

دلیل نمیشه شمااینجا بیاییدوسربزنین وصلوات نفرستین....

بلند۳صلوات محمدی(ص)بفرست

 


نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392ساعت 5:29 بعد از ظهر توسط صادق| |

راه مي‌رفت مي‌گفت:«صلوات»
مي‌نشست مي‌گفت:«صلوات»
مي‌دويد مي‌گفت:«صلوات»
مي‌خواست بخوابد مي‌گفت:«صلوات».
تو جزيره‌ي مجنون تو قايق تركش خورد تو سينه اش دست گذاشت رو زخمش و گفت:«صلوات». بچه‌ها گفتند:«انشاءالله با پيامبر (ص) محشور مي‌شود.

اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم


نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1392ساعت 1:21 قبل از ظهر توسط صادق| |

سیدشهیدان اهل قلم سیدمرتضی آوینی:

"معلوم میشودکه باب شهادت برهمه مسدودنشده

 ومهم این است که خداوند متاع وجود کسی راخریدنی بیابد"

....

ای دل اگرعاشقی درپی دلدارباش......

وای دل غافل ازمتاع بدفروش وبی خریدارما.....خداااااااااااااااااااااا


نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 8:25 بعد از ظهر توسط صادق| |

امروزخیلی دلم شکسته بود..البته بگم دلتنگ بودم بهتره...رفتم ظهرکناردوتارفیقم...حسابی عقده دلم خالی شد..تک وتنها ...من وشهدا....حسابی حرفهای دل کوچیکم وگفتم...

تموم که شد این پیامک به دستم رسید...

شهیدسیدمرتضی اوینی:

پرنده ای که مقصدرادرکوچ می بیندازویرانی لانه اش نمی هراسد...

مونده بودم چه جوابی بدهم به شهدا..ولی بازهم التماس کردم که کوچ ماهم مثل اونهابشه...مثل شهدا

انشاله

شادی ارواح طیبه شهداصلوات


نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1392ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط صادق| |

کاش......بارانی بگیرد......کاش
 
این سربند یه شهید هست که تو تفحص پیداشده

دردلم تاب هوای حرم ارباب است....

صلوات


نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1392ساعت 0:10 قبل از ظهر توسط صادق| |

وامابشنویدازکرامات این شیخ....

چندشب پیش ماتاساعت۱شب بیداربودیم...وخلاصه بعدکه خوابیدیم دیدیم مشرف شدیم حرم امام رضا(علیه السلام)..کلی زیارت کردیم ودراطراف حرم هم کلی گشت زدیم وازاونجاکه من صحن آزادی راخیلی دوست دارم ...فکرکنم همون حدودابودیم وبعداومدیم رواق امام (ره)که خارج بشیم یکمرتبه صدای اذان بلندشدوماگفتیم بهتره همین حرم نمازصبح وبخونیم...

نمازوبه جماعت خوندیم...وبعداومدیم بیرون که یهو بیدارشدم وسرجای خودم نشستم ودیدم اذان صبح وگفتن وربع ساعتی هم گذشته......درعالم خواب وبیداری تمام بودم...باخودم گفتم خب خوبه نمازصبح وکه حرم خوندم...بگیرم یه چرت اساسی دیگه بزنم تاساعت۷که کارشروع بشه....خوابیدم تختتتت...ونمازقضاااا

یهو بیدارشدم  دیدم مدیرمون بالای سرمن نشسته ومیگه صادق بیدارشوصبحونه بخوریم....بیدارشدم....ای دل غافل من که نمازنخوندم....ساعت چنده؟۷وربع کم...وقت گذشته ومن توخواب نمازصبح وخونده بودم...وقتی برای رفقاگفتم کلی خندیدیم ..همه یکصداگفتند...تقبل الله...احسنت...خلاصه هرکسی یه حرفی بارماکرد...

صلوات

این عکس بهمنشیر هستش که امروزگرفتمش..حوالی قفاص-چوئبده...محلی برای دلتنگی ها...

پ.ن:این هفته رفتم جزیره مینو(خرمشهر)تعدادزیادی نی محکم چیدم برای بهترکردن ضریح شهدای گمنام... درستش کردیم عکسش راهم میگذارم...

البته ازنظرات عزیزان برای تزیین مزارشهدا هم استفاده میکنیم....

 


نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط صادق| |

این عکسهاراباگوشی همراه گرفتم...انشاله گزارش مفصل قبل وحین وبعدازتشییع شه دای گمنام که برای بنیادآماده کردم عکسهای بهتری میگذارم.

تپه نورالشهداسال۱۳۸۵

تپه نورالشهدا-بهار۹۲

 

 

فضای بالای تپه یک هفته قبل ازتشییع شهدا

آماده سازی قبل ازتشییع شهدا

آماده کردن تریلی حمل پیکرمطهرشهدای گمنام

شب وداع..حدودای اذان صبح

صبح روزتشییع...قبل ازحرکت

 تابوت مطهرشهدای گمنام

مزارمطهرشهدابعدازخاکسپاری

ساماندهی ومرتب کردن مزارمطهرشهدا

ساخت ضریح ازنی برای مزارمطهرشهدای گمنام

وداع میرزاابوالفضل باشهدای گمنام تابعداز۷۰روزبرگرده به خونه شون...البته تااخرهفته

مراسم شب هفتم شهدای گمنام

ماکت تپه نورالشهدا"لاله های زهرایی"

 

 


نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 2:12 بعد از ظهر توسط صادق| |

با حضور مردم قدر شناس برگزار شد:                                   

هفتمین روز تشییع و خاکسپاری 2 شهید گمنام دوران دفاع مقدس در روستای صفر بخش جایزان امیدیه برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری فارس از امیدیه، آیین بزرگداشت 2 شهید گمنام دوران دفاع مقدس در روستای صفر بخش جایزان برگزار شد.
در این آیین که جمع زیادی از مردم شهیدپرور حضور داشتند یاد و خاطره شهدای والامقام دوران دفاع مقدس گرامی داشته شد.
این مراسم با حضور امام جمعه، فرماندار و جمع زیادی از مسئولان شهرستان امیدیه و بخش جایزان در تپه نورالشهدای لاله های زهرایی روستای صفر انجام شد.
حضور خانواده های شهدا و جوانان و نوجوانان نیز چمشگیر بود و حاضران به یاد شهدای عزیز دعای روحبخش کمیل را با نوای ملکوتی ابراهیم بهمئی زمزمه کردند.
صادق بهمئی از مداحان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) استان خوزستان نیز با مداحی و مرثیه سرایی خود معنویت محفل را دو چندان کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس از امیدیه، پیکر مطهر 2 لاله بی نشان 17 و 19 ساله عملیات والفجر 8 روز یکشنبه 25 فروردین ماه همزمان با سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) با حضور هزاران تن از مردم استان خوزستان و استان های همجوار در شهرهای امیدیه، آغاجاری و جایزان تشییع و در تپه نورالشهدای لاله های زهرایی روستای صفر آرام گرفتند.
انتهای پیام/72010/ت20


نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 6:52 بعد از ظهر توسط صادق| |

الان چندساعته که ازدوتارفیقم که سالهامنتظرشون بودم جداشدم....خیلی دلتنگشون شدم.ازاون روز که داخل معراج شهدا بهشون رسیدم..تاتمام ساعاتی که نمیتونستم ازشون دل بکنم...تاروزتشییع...تاآخرین لحظاتی که اونهامهمان همیشگی تپه نورالشهداشدند...واین شبهاوروزهاکه احساس میکردم تمام قددرکنارم حضوردارندوکارهای مراسم رابه ماکمک میکنند...تااون ضریح قشنگ که ازنی واسشون درست کردم..و...و...اینکه دلم نمیومدلحظه ای ازکنارشون دل بکنم...نمازهاراهمه همونجامیخوندم ووصل میکردم به نمازبعدی.....تالحظات آخردعای کمیل دیشب...وتااخرین وداع امروز..که دوباررفتم سراغشون...

سه درداومدبه جونم هرسه یکبار...غریبی واسیری وغم یار

غریبی واسیری چاره دارند...ولی اخرکشدماراغم یار....

رفیق به اینهامیگن بخداااا


نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 2:25 بعد از ظهر توسط صادق| |

 


 

 

 


نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 1:13 بعد از ظهر توسط صادق| |

گزارس فارس از تشییع دو شهید گمنام
حماسه مردم امیدیه در بدرقه دو لاله گلگون والفجر 8

بخش جایزان یکی از بخش‌های تابعه شهرستان امیدیه در استان خوزستان در جنوب غربی ایران است که در روز شهادت حضرت زهرا (س) میزبان دو شهید گمنام شده است.

خبرگزاری فارس: حماسه مردم امیدیه در بدرقه دو لاله گلگون والفجر 8

به گزارش خبرگزاری فارس از امیدیه، مدت زیادی است که با دوستان امیدیه‌ای در ارتباط هستم و از پیگیری‌های مکرر آنان برای دفن شهدای گمنام در بخش جایزان اطلاع دارم.

بالاخره انتظار به سر آمد و سردار سیدمحمد باقرزاده رئیس کمیته جست‌و جوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح در روز پنجم فروردین ماه سال جاری در نشست خبری خود در معراج شهدای اهواز، شهرهایی را از سراسر کشور برای میزبانی شهدای گمنام نام می‌برد که یکی از آن شهر‌ها جایزان امیدیه است.

*لاله‌های زهرایی

این خبر باعث دلگرمی بچه‌هایی می‌شو دکه طی این مدت کارهای زیادی انجام داده‌اند تا بتوانند شهدای گمنام را میزبانی کنند.

حالا انتظار تپه نوالشهدای لاله‌های زهرایی روستای صفر نیز به پایان رسیده و می‌تواند دو پرستوی سبکبال دفاع مقدس را در آغوش بگیرد.

کار‌ها سرعت بیشتری می‌گیرد و همه پای کار آمده‌اند، فرقی ندارد چه کاره باشی، فرمانده باشی یا سرباز، رئیس باشی یا کارمند، دانشجو باشی یا استاد، معلم باشی یا دانش آموز، همه یک هدف را دنبال می‌کنند آن هم میزبانی شهدای گمنام.

روز موعود فرا رسید و فرار است پیکر مطهر شهدا به از معراج شهدای اهواز به شهر منتقل شوند همه خود را مهیای استقبال می‌کنند، ورودی شهر امیدیه محل تجمع است همه آمده‌اند، مردم، مسئولین، خانواده‌های شهدا.

مراسم استقبال انجام می‌شود و انظار امیدیه به پایان می‌رسد دو کبوتر سبکبار که یک شهید 17 ساله و یک شهید 19 ساله عملیات والفجر 8 هستند را در بر می‌گیرد.

*وداع با شهدا

همه شهدای گمنام را تا حسینیه عاشقان ثارالله مشایعت می‌کنند، پیکرهای مطهر شهدا برای مراسم تشییع به مسجد جامع منتقل می‌شوند.

جمعیت زیادی در مسجد تجمع کرده‌اند، پیکرهای شهدا بر دستان مردم خونگرم امیدیه تا گلزار شهدا تشییع می‌شود.

مراسم وداع با شهدا در شب شهادت مادر شهدا و در گلزار شهدا عجب صفایی دارد، زبان از توصیفش قاصر است، کسی نمی‌داند این شهدا از کدام شهر ایران هستند، شاید از خود بچه‌های امیدیه باشند، یاد آقای عبدالمجید عقیلی مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس خوزستان می‌افتم که در جلسه هماهنگی تشییع شهدا، گفته است که شهدای گمنام در محور عملیاتی بچه‌های خوزستان تفحص شده‌اند.

*استقبال مردم آغاجاری

پس از مراسم رسمی شبی با شهدا به پایان می‌رسد و پیکر شهدا با حضور مردم همیشه در صحنه در مسجد امام مستقر می‌شوند.

مردم امیدیه تا صبح به زیارت شهدا می‌آیند و شب شهادت حضرت زهرا (س) را در کنار شهدا سپری می‌کنند.

مراسم تشییع از مسجد امام به سمت آغاجاری آغاز می‌شود، مردم زیادی به بدرقه آمده‌اند و مسئولین هم به مردم ملحق می‌شوند.

*حلقه عشق مردم جایزان

کاروان حامل شهدا به آغاجاری می‌رسد و مردم این نیز به استقبال شهدا می‌آیند، روستای آب باران، سرجولکی، شهرک حر، شهرک بلال و اسلام آباد که از ساعت‌ها پیش در انظار شهدا بوده‌اند با گل و اسفند از فرزندان بی‌نشان خود استقبال می‌کنند.

مردم جایزان که از روزهای قبل که خبر استقبال از شهدا را شنیده‌اند سر از پا نشناخته در انتظار گل‌های گمنام دفاع مقدس هستند از خانه بیرون می‌آیند و چون نگینی شهدا را در بر می‌گیرند.

کاروان شهدا این شهر به مقصد روستای ولی ترک می‌کند، تعدادی زیادی از شهرهای رامهرمز، آغاجاری، بهبهان، لکک بهمئی خود را به جمعیت مشایعت کننده می‌رسانند.

*تاریخی‌ترین روز جایزان

شهدای گمنام در میان اشک و ناله زنان و مردان ولایت مدار روستای ولی را ترک می‌کنند و به سمت روستای صفر حرکت داده می‌شوند.

جمعیت زیادی در شهرهای مختلف برای بدرقه شهدا آمده‌اند و تاریخی‌ترین روز را برای بخش جایزان با حضور حماسی خود رقم زدند.

روستای صفر مقصد آخر کاروان است، خانواده شهید علی زیدانی و شهید محمدرضا بهمئی دو شهید جاویدالاثر منطقه جایزان نیز برای بدرقه شهدا آمده‌اند.

*خاکی که متبرک شد

مراسم رسمی آغاز می‌شود فرهاد بابلی شعار فرمانده ناحیه مقاومت بسیج امیدیه در خصوص آثار و برکات حضور شهدای گمنام سخن می‌گوید.

امام جمعه امیدیه نماز شهدا را اقامه می‌کند و پیکرهای شهدا درون مزار‌ها گذاشته می‌شود و خاک روستای صفر متبرک به حضور شهدای گمنام شده است.

امروز تمام پدران و مادران امیدیه‌ای نه، بلکه تمام مردم قدر‌شناس خوزستان پدر، مادر، برادر و خواهر این شهید گمنام شده‌اند.

مراسم به پایان می‌رسد اهالی روستای صفر برای میهمانان خود ناهار تدارک دیده‌اند و 3 هزار نفر بر سفره پربرکت شهدا پذیرایی می‌شوند.

*روستای صفر آرامگاه شهدا

شهدا میهمان خاک روستای صفر می‌شوند و مردم خوزستان یک روز به یادماندنی را در سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی در تاریخ بشر به ثبت رسانده‌اند.

جمعیت زیادی مزار شهدا را در گرفته‌اند، انگار مامنی برای خود یافته‌اند تا درد‌هایشان را بی‌صدا فریاد بزنند و شهدا راز نگهدارشان شده‌اند.

انتهای پیام/72010/غ40/گ1003


نوشته شده در جمعه سی ام فروردین 1392ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط صادق| |

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin